شنبه 10م
هميشه من ميگم شنبه ها سخته، صبح تا شب دانشگاه هستم، اما هيچ وقت نشده همه ش رُ بريم کلاس.. امروز صبح دانشگاه تعطيل! هر هفته يه طوري ميشه؛ يا صبح خواب مي مونم يا جيم ميزنيم يا ميام مي خوابم عصر خواب مي مونم يا تعطيل رسميه يا استاد نمياد يا..
شنبه 10م
29 آوريل روز جهاني رقص يا حرکات موزون بود! پيام اين روز رو ميتونين اينجا بخونيد. اين هم نتايج جستجوي من درباره اخباره اين روز در گوگل. (منبع)
وبلاگي به اسم کلاه برداری زنجیره ای که با آمار و توضيح کامل قصد داره از ضرر کردن شما جلوگيري کنه. بخونين ش حتماً :)
وبلاگي به اسم کلاه برداری زنجیره ای که با آمار و توضيح کامل قصد داره از ضرر کردن شما جلوگيري کنه. بخونين ش حتماً :)
جمعه 9م
دوباره فيلم سا رُ ديدم. فيلم تريلر (هيجان انگيزناک؟) همينه ديگه.. بيشتر از يه بار، هر چه قدر هم توپ باشه، لوس ميشه. ولي خب ديگه جمله هاش رُ حفظ شدم!
پنجشنبه 8م
فيلم «مزرعه ي پدري» رُ ديدم، با حضور و صحبت هاي خودِ ملاقلي پور (کارگردان). خيلي شديداً آدم توپيه. خيلي باهاش حال کردم. فيلم هم واقعاً عاليه.. البته ما بدون سانسورش رُ ديديم، دالبي، دي وي دي.. همه چيز فيلم معرکه ست، موسيقي ش (البته اون چيزي که اکران شده ظاهراً صداي مادره که لالايي مي خونه شده صداي يه مرد! و چند تا سانسور ديگه) - اگه يه جايي يه وقتي شنيدين نمايش فيلم ش هست با حضور خودش؛ به هيچ عنوان از دست ندين (البته فقط تو دانشگاه ها صحبت مي کنه و حاضر نيست با هيچ کسي مصاحبه کنه و غيره)
پ.ن. شخصاً از سينماي ايران خوشم نمياد چه برسه به دفاع مقدس! اما اين خيلي قشنگ بود. حتا به نظر من جزو عاشقانه ترين فيلم هاي ايراني بود (اگه چه اون صحنه ي فرنچ کيس ش هم تو اکران تهران سانسور شده..!)
پ.ن. شخصاً از سينماي ايران خوشم نمياد چه برسه به دفاع مقدس! اما اين خيلي قشنگ بود. حتا به نظر من جزو عاشقانه ترين فيلم هاي ايراني بود (اگه چه اون صحنه ي فرنچ کيس ش هم تو اکران تهران سانسور شده..!)
چهارشنبه 7م
فيلم آسمان وانيلي قشنگ بود، خصوصاً خيلي از جمله هاش :)
چهارشنبه 7م
کساني که ميدونن ماهجونگ (Mah Jong ) چيه اين دو تا رُ از دست ندن که آخرشه !! Mah Jong Quest و Mahjong Garden !
کساني که نمي دونن هم امتحانش کنن.. ماهجونگ چيزي نيست که بشه همين جوري از کنارش گذشت.
ترجمه ي انگليسي آهنگ Ma-ia-huu رُ پيدا کردم! و Dar, Unde Esti !
کساني که نمي دونن هم امتحانش کنن.. ماهجونگ چيزي نيست که بشه همين جوري از کنارش گذشت.
ترجمه ي انگليسي آهنگ Ma-ia-huu رُ پيدا کردم! و Dar, Unde Esti !
سه شنبه 6 ارديبهشت
اگه رفتين سارا (نارنجستان*) ديدن آهنگ بلک کتز گذاشته (بلند) و يکي داره اون وسط خيلي خوب مي رقصه و بچه ها هم دورش دارن حرکت موزون انجام ميدن و دم در يکي واسه تون اسفند دود کرده و.. تعجب نکنين، اين کارا واسه جلب مشتريه!
* اسم رستوران يه هتل معروف تو شيرازه.
* اسم رستوران يه هتل معروف تو شيرازه.
دوشنبه 5 ارديبهشت
شديداً مرسي حافظه ي من !! امروز Final Destination 2 رُ ديدم، فقط اسمش واسه م آشنا بود.. ده دقيقه ي آخر فيلم فهميدم قبلاً هم اينو ديده بودم !! اما اصلا هيچ صحنه ي قبلش رُ يادم نمياد..!!!
ديشب داشتم اين نوشته ها رُ مي خوندم البته + آرشيو و لينک هاي کنار صفحه ش؛ يک | دو | سه | چهار | پنج | فوتوبلاگ.
ديشب داشتم اين نوشته ها رُ مي خوندم البته + آرشيو و لينک هاي کنار صفحه ش؛ يک | دو | سه | چهار | پنج | فوتوبلاگ.
دوشنبه 5 ارديبهشت
به يه نتيجه رسيدم، من شايد بتونم بدون هر چيزي زندگي کنم، اما بدون موسيقي هرگز نه. حالا خوبه خودم هيچ کاري نمي کنم، فقط گوش کردن..
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که ياد روي تو کردم جوان شدم
..آن روز در دلم در معني گشوده شد
کز ساکنان درگه پير مغان شدم
..دوشم نويد داد عنايت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که ياد روي تو کردم جوان شدم
..آن روز در دلم در معني گشوده شد
کز ساکنان درگه پير مغان شدم
..دوشم نويد داد عنايت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
شنبه 3 ارديبهشت
پرستو نشونه ي چيه؟ داشتم ميومدم خونه.. بالاي سرم کلي پرستو داشتن رد ميشدن.. يه دفعه دو تاشون محکم خوردن به هم؛ صداش رُ شنيدم! و يکي ش افتاد زمين، دقيقا جلو پاي من.. نمي دونستم چه کار کنم. عملا بايد از کنارش مي گذشتم چون هيچ کاري از دست من بر نميومد.. يه کم بال بال زد.. زنده بود.. فکر کردم شايد پاش شکسته.. مي خواست پرواز کنه اما ارتفاع نمي تونست بگيره؛ مثل دويدن شترمرغ! فکر کردم اگه پاش شکسته باشه مي تونن واسه ش ببندم و بعد ولش کنم.. خواستم بلندش کنم، نازش کردم.. مثلا خواست از دستم فرار کنه؛ جلوتر يه سرازيري بود.. به اون سمت دويد.. و پرواز کرد.. پايين نرفت. اوج گرفت و رفت..
جمعه 2 ارديبهشت
کاش خودم را پيدا کنم..
کاش بتوانم باز مثل گذشته ها بنويسم.. مثل آن وقتها که درونم را مي کاويدم و مي فهميدم که در آن چيست.. //
کاش بتوانم باز مثل گذشته ها بنويسم.. مثل آن وقتها که درونم را مي کاويدم و مي فهميدم که در آن چيست.. //
Here I am, on the road again.
There I am, upon the stage.
Here I go, playin' star again.
There I go, turn the page.
There I am, upon the stage.
Here I go, playin' star again.
There I go, turn the page.
من و خدا
خدا ديد گرسنه هستم، پيتزا رُ آفريد
خدا ديد تشنه هستم، پپسي رُ آفريد
خدا منو در تاريکي ديد، نور رُ آفريد
خدا ديد هيچ مشکلي ندارم، تو رُ آفريد..
خدا ديد تشنه هستم، پپسي رُ آفريد
خدا منو در تاريکي ديد، نور رُ آفريد
خدا ديد هيچ مشکلي ندارم، تو رُ آفريد..
God & I:
God saw me hungry, he created pizza.
He saw me thirsty, he created pepsi.
He saw me in dark, he created light.
He saw me without problems, he created YOU..
God saw me hungry, he created pizza.
He saw me thirsty, he created pepsi.
He saw me in dark, he created light.
He saw me without problems, he created YOU..
يک اردي بهشت
واسه اولين بار موزيک ويدئو do somethin' رُ ديدم (ليريک/mp3) .. و اين هم يه سايت ديگه در مورد بريتني. نتيجه بي ربط؟ تا MTV هست زندگي بايد کرد!
از ديشب کنگره بزرگ فارس شناسي شروع شده (روزي نزديک 40 تا نشست و مقاله تو سه تا سالن مختلف و کلي برنامه جنبي) - ديشب اجراي ارکستر سمفونيک بود تو تخت جمشيد؛ سمفوني تخت جمشيد + افق بيکران (حشمت سنجري) + شهرزاد (کورساکف) + رقص مجاري (برامس) به رهبري لوريس چکناواريان.. که از دست ش دادم! باقي برنامه هاش هم خيلي به درد من نمي خوره.. اکثر مقام هاي مملکتي و ادبي و اينا شيرازن اين روزا.. آخه سوم، ياد روز سعدي هم هست..
از ديشب کنگره بزرگ فارس شناسي شروع شده (روزي نزديک 40 تا نشست و مقاله تو سه تا سالن مختلف و کلي برنامه جنبي) - ديشب اجراي ارکستر سمفونيک بود تو تخت جمشيد؛ سمفوني تخت جمشيد + افق بيکران (حشمت سنجري) + شهرزاد (کورساکف) + رقص مجاري (برامس) به رهبري لوريس چکناواريان.. که از دست ش دادم! باقي برنامه هاش هم خيلي به درد من نمي خوره.. اکثر مقام هاي مملکتي و ادبي و اينا شيرازن اين روزا.. آخه سوم، ياد روز سعدي هم هست..
چهارشنبه 31 م
مسخره.. پسر دايي بنده -کامپيوتر مي خونه- يه پروژه داشت.. کلي با هم صحبت کرديم و اون کار کرد و هاست و دومين خريد. چه تهران چه اينجا، همه ش کار کرديم، يکي دو شب آن بوديم و خلاصه بعد از همه ي اينا.. چند روز پيش ديده تو دانشگاه شون خر تو خره، به يه استاد ديگه اسمش رُ گفته، اون هم لابد فکر کرده پروژه رُ گم کرده.. خلاصه اين که حالا که همه چيز تموم شد و قرار بود فردا تحويل بده، زنگ زده ميگه بدون تحويل دادن، از يه استاد ديگه نمره گرفتم! الآن کارنامه م جلومه.. فارغ التحصيل شدم.
// فقط حيف اين همه کار..
// فقط حيف اين همه کار..
چهارشنبه 31 م
بايد قسمت اصلي رُ آپ ديت کنم - مي دونم ! ديگه؟ جمعه همه دارن ميرن اردو، من گفتم نمي رم.. و نخواهم رفت. دليل ش به خودم مربوطه. ولي خدايي ش يه خوبي داشت، طرز برخورد خيلي ها برام قشنگ بود!
چهارشنبه 31 م
يک ماه تموم شد.. تقويمي که پارسال داشتم هم هديه بود هم خوشگل بود. امسالي رُ هم خودم خريدم اما چيز خاصي نيست؛ حالا با خيال راحت مي تونم صفحه ي فروردين ش رُ پاره پاره کنم. مثل بچه ابتدايي ها که کتاب هاشون رُ بعد از امتحان پاره مي کنن.. نه اين که ماه بدي بوده باشه؛ فقط نمي دونم، همين.
چهارشنبه 31 م
سعي مي کنم راحت بگيرم همه چيز رُ... ديشب (شب!! هميشه صبح مي خوابم اما اين بار شب!) که خوابيدم، عصر ساعت شش بيدار شدم.. خيلي ساده ست؛ به هيچي فکر نکن!
سه شنبه 30 م
اون اوايل که تازه تو عمرم کامپيوتر ديده بودم، هميشه برام سوال بود که چرا دو تا اينتر (و..) هست؟ جوابش هم ساده بود: واسه دسترسي بهتر و ساده تر.. حالا شديدا دنبال يه کيبور مي کردم که يه اينتر هم آخر سمت چپ داشته باشه. اگرچه يکي از دکمه هاي موس رُ گذاشتم واسه اينتر، يکي سکيپ، يکي آندو، يکي کلوز و.. اما اون دکمه شديدا جاش کمه تو کيبورد!
يکشنبه 28 فروردين
مرسي !!!!! امروز کلي کادو تولد گرفتم !!! هر چي باز مي کردم باز هم کادو !! :)
خيلي مرسي.. همين طور واسه کارت و اون گل خوشگل !
خيلي مرسي.. همين طور واسه کارت و اون گل خوشگل !
شنبه 27 فرورودين
شنبه ها خيلي کلاس دارم، از هشت صبح تا هشت شب ! و همه ي شنبه ها خوشبختانه اين ترم تعطيله.. امروز اولين شنبه ميشد.. که من گرفتم خوابيدم !!
پنجشنبه 25 فروردين
فيلم Pulp Fiction رُ ديدم ! جالب بود.. شديداً تيکه ها و جمله هاي جالبي تو ديالوگ هاش داشت.
خسته م.. بعد از مدت ها شديدا خسته هستم.
خسته م.. بعد از مدت ها شديدا خسته هستم.
سه شنبه 23 فروردين
زندگي حس غريبي ست که هر لحظه يه جوره اما مطمئنم مرغ مهاجر نداره. کتابي که الآن دستمه «سفر روح» نوشته ي دکتر مايکل نيوتون و ترجمه دکتر محمود دانايي - نشر جيحون؛ 2600 تومن. به يه بار خوندن ش حتماً مي ارزه.. - اين سه دفعه!
ديگه؟ منتظر يه قرار ملاقات مهم هستم، به زودي.
ديگه؟ امروز همه ش Hey you پينک فلويد بود و باقي آهنگ هاي The Wallش.. اين نقد رُ بخونين حتماً.
ديگه؟ منتظر يه قرار ملاقات مهم هستم، به زودي.
ديگه؟ امروز همه ش Hey you پينک فلويد بود و باقي آهنگ هاي The Wallش.. اين نقد رُ بخونين حتماً.
يکشنبه 21 فرورودين
براي کسي که اينجا رُ نميخونه اما تولدش نزديکه؛ من به ابتدا رسيدم، تو هنوز در سفری..
شنبه 20 فروردين
بعد از يک ماه و نيم، امروز poetry (يکي از کتاب هاي درسي) رُ باز کردم ببينم فردا چي داريم ! امشب هم صبح شد و من همچنان بيدارم. . .
Why do the Graces now desert the Muse?
They hate bright ribbons tying wooden shoes.
/ Walter Savage Landor
They hate bright ribbons tying wooden shoes.
/ Walter Savage Landor
جمعه 19 فرورودين
ظهر، سه / چهار از خواب پاشدم.. ديشب تا صبح داشتم تايپ مي کردم.. ناهار، حمام، يه کم تلويزيون.. دوباره تايپ. چند بار آنلاين و ايميل و باز هم تايپ.. صد صفحه دستمه بايد تايپ ش کنم، امشب بايد تا يه جاهايي ش رُ تموم کنم (ساعت سه و نيم صبح)
جمعه 19 فرورودين
خواستم کلش رُ کپي کنم تو سايت اما فکر کردم واسه چي؟ خُب بهش لينک ميدم ! در مورد جشن هاي باستاني ايران اين دو تا رُ بخونين حتما: يک | دو !!!
پنج شنبه 18 فروردين
اوووووووووووف !!!!! اين فيلم «اره» عجب فيلم کثيف خفني بود ! يه فيلم خيلي کثيف تريل (هيجان انگيز) وحشتناک !!!!! رو دستِ «seven» بلند شده شديد !!!!!!!!! با اون آخر کثيفش؛ مرده بايد با دو تا جسد اونجا بمونه تا بپوسه.. اووووف !! تازه آخرش هم معلوم نشد قاتل کي هست.. کثيف ترين و تريل ترين فيلمي که تو عمرم ديدم!!!! تازه تو سايت رسمي ش نوشته منتظر «اره دو» باشين !
پ.ن. حتماً با کيفيت DVD ببينين! اگه شد صداي دالبي و رو پرده ي سينما ؛)
پ.ن. حتماً با کيفيت DVD ببينين! اگه شد صداي دالبي و رو پرده ي سينما ؛)
پنجشنبه 18 فروردين
جالب ترين منظره اي که ديدم از وقتي برگشتم، اسم بولوار آپادانا بود که الآن شده خبرنگار !! اصولاً تو شيراز واسه تکراري نشدن زياد اسم عوش مي کنن. با اين که اسم هاي ايران باستان در هيچ جاي کشور نامگذاري نميشه، اما خيابون آپادانا از وقتي ساختنش (سه/چهار سال پيش) اسمش همين بود. لابد تو تعطيلات يکي از سران اومده و ديده اينجا اسمش کفرآلوده، دستور داده عوض ش کنن!!
اين جريان دو اسمي ها جالبه.. مثلاً ميداني در مرکز شهر هست که اسم قبل از انقلاب ش «ستاد» بوده. تو چند سال اخير اول شد «امام حسين» بعد «الله» ! البته مردم ميگن ستاد، هيچ کس اسم هاي جديد رُ بلد نيست.
و همين طور خيابون «شهيد همت» که بعد شد «ايمان» و..
اين جريان دو اسمي ها جالبه.. مثلاً ميداني در مرکز شهر هست که اسم قبل از انقلاب ش «ستاد» بوده. تو چند سال اخير اول شد «امام حسين» بعد «الله» ! البته مردم ميگن ستاد، هيچ کس اسم هاي جديد رُ بلد نيست.
و همين طور خيابون «شهيد همت» که بعد شد «ايمان» و..
چهارشنبه 17 فروردين
دنبال ليريک هاي تيامت (Tiamat- بيوگرافي) مي گشتم. مشکل اينجا ست که اسم آهنگ ها رُ نمي دونستم و بايد قسمت هايي از متنش رُ مي نوشتم و باقي دردسرها.. اما اين سايت ليريک ها رُ آلبومي مي نويسه. براي من که خيلي به دردبخور بود !
سه شنبه 16 فروردين
ساعت دو ظهر رفتم دانشکده.. کلاس نرفتيم، يه کم پشت ماشين يکي از بچه خوابيدم، بعد اومدم خونه گرفتم خوابيدم تا الآن! با اين حال مي کنم که دقيقا همه اومده بودن (به جز دو نفر که اون هم صبح با هم بوديم، گرفتن خوابيدن و نيومدن اصلاً) اما همه قايم شدن (!) و برگشتن خونه ! کلاس بعدي هم تعطيل ديگه ؛)
پ.ن. ظاهرا به هم زنگ زدن و واسه کلاس بعدي اکثراً رفتن.. کي اهميت ميده؟ هميشه هستن کساني که بايد ابتدايي باشن و اشتباهي اومدن دانشگاه! ولي واقعاً جديداً از اين رفتار بچه گونه خوشم اومده، يه جورايي مضحک و بامزه ست.. مثلاً ما کلاس تعطيل مي کنيم و خيلي ريلکس ميريم خونه، اونوقت پسره/دختره دو برابر من قد! ميگه «واس اگه حضور غياب کنن چي؟» يا «استاد لج نيفته» .... بينيم با ! :)))
تاريکم! گُمَم! نه توانِ گريه دارم، نَه توانِ دردِ دل کردن! در مرداب غوطه ميخورم و هراس از آن دارم که مرداب مرا کامل در خود بِکِشد! باد سردي ميوزد! و من به همه چيز و همه کس شک دارم!! محکومم به سرنوشت! و ديگر هيچ.
// سهراب سپهري - شاسوسا
پ.ن. ظاهرا به هم زنگ زدن و واسه کلاس بعدي اکثراً رفتن.. کي اهميت ميده؟ هميشه هستن کساني که بايد ابتدايي باشن و اشتباهي اومدن دانشگاه! ولي واقعاً جديداً از اين رفتار بچه گونه خوشم اومده، يه جورايي مضحک و بامزه ست.. مثلاً ما کلاس تعطيل مي کنيم و خيلي ريلکس ميريم خونه، اونوقت پسره/دختره دو برابر من قد! ميگه «واس اگه حضور غياب کنن چي؟» يا «استاد لج نيفته» .... بينيم با ! :)))
تاريکم! گُمَم! نه توانِ گريه دارم، نَه توانِ دردِ دل کردن! در مرداب غوطه ميخورم و هراس از آن دارم که مرداب مرا کامل در خود بِکِشد! باد سردي ميوزد! و من به همه چيز و همه کس شک دارم!! محکومم به سرنوشت! و ديگر هيچ.
// سهراب سپهري - شاسوسا
If my life is for rent and I don't learn to buy / Well I deserve nothing more than I get / Cuz nothing I have is truly mine ...
دوشنبه 15 فروردين
ظهر ساعت يک از خواب بيدار شدم.. ساعت چهار دانشگاه بودم.. چهار و پنج دقيقه کلاس رُ تعطيل کرديم.. بعد «بابا بستني» که تعطيل بود، رفتيم «بابا ابر» .. بعد ساعت پنج و ربع باغ ارم.. ساعت پنج و نيم همه اومدن؛ کلي کيک و غيره + عکس و غيره (تولد يکي از بچه ها بود) .. ساعت هفت، يه سر اومدم خونه.. ساعت 7:45 رفتم بيرون شام (واسه همون تولده).. ساعت ده بود تصادف کرديم.. ساعت ده و نيم خونه بودم.. فردا هم احتمالاً تعطيل ميشه کلاس..
فردا صبح بايد زود پاشم بريم اداره بيمه (واسه ماشين و اينا)
فردا صبح بايد زود پاشم بريم اداره بيمه (واسه ماشين و اينا)
يکشنبه 14 فروردين
دانشگه خوب بود؛ باغ ارم چه سرسبز شده! بعدش هم رفتيم بستني بخوريم که بسته بود.. يکي از بچه ها از شهرشون سوغاتي(؟) کلوچه آورده بود.. واسه روز اول خوب بود. فردا کجا بريم؟! لول !
البته ديشب نخوابيدم.. برم لالا..
البته ديشب نخوابيدم.. برم لالا..
شنبه 13 فروردين، شب
تصميم گرفتم به مدت يک ماه يه جور ديگه باشم ... و در جواب اين که يک ماه از زندگي من شايد ارزش ش بيشتر از اين حرفا باشه، فقط مي تونم بگم هر چه قدر باشه، بيست سال وقت تلف کردن ازش بيشتره . . .
خيلي چيزا باي تا 14 اردي بهشت هشتاد و چهار.
خيلي چيزا باي تا 14 اردي بهشت هشتاد و چهار.
سيزده به در
تا اونجايي که من يادمه هميشه سيزده به در، رو هوا بودم! بعضي موقع ها وقت ميشد صبح ش يه پارکي جايي بريم... امسال هم مثل هميشه. جالب اينه که اين راننده تاکسيه که باهاش برگشتيم، الآن سه دفعه هست من با اين بر مي گردم! ماشينش خيلي تابلو هست.. خيلي قراضه! خودش هم واقعاً داوود خطره !! اما دست فرمونش خوبه.. دفعه ي پيش که باهاش اومديم، وقتي رسيديم گفت نگران نباشين جريمه نميشم، بعد نگاه کرديم ديديم ماشينش حتا پلاک هم نداره! جالب تر اين که اين اصلاً تاکسي فرودگاه هم نيست (شخصيه) اما نمي دونم چرا هميشه ما با اين ميايم! اندفعه تا ديدمش شناختمش گفتم فلان ماشين مال شماست؟ گفت آره!
..
شب هم شام بيرون، يکي از استادا + يکي از بچه ها رُ تو سفير ديدم.
آهنگ روز؟ اين.
..
شب هم شام بيرون، يکي از استادا + يکي از بچه ها رُ تو سفير ديدم.
آهنگ روز؟ اين.
تعطيلات نوروز
خوش گذشت مثل هميشه.. فيلم هاي «من کوک نيستم عزيزم» (مسخره و الکي بود خيلي)، «چشمان سياه» (چرت به تمام معنا!) و «گل يخ» رُ ديدم. اين آخري رُ ميشه تو دو تا کلاز (clause) خلاصه ش کرد: آگهي بازرگاني + گلزار ! مطمئناً اونايي که عاشق گلزار هستن مي تونن يک ساعت و نيم پيام بازرگاني نگاه کنن اما من نه!
ديگه؟ يه ليوان خوشگل واسه خودم خريدم.. و البته کلي کتاب مثل هميشه. N تا کتاب با خودم کول کردم و بردم که بخونم اما يه کلمه هم درس نخوندم! اين چند روز اگه چيزي هم خوندم همه ش غيردرسي بود..
ديگه؟ همه ش مهموني و بيرون و اينا ديگه.. مثل هميشه. چند تا عکس يادگاري از وقتي سرخ شده بودم تو تاج محل دارم و يه صد تايي عکس ديگه.. کاخ سعد آباد و.. يه جاي باحال هم رفتيم! «سرزمين عجايب!!!» البته کلي آدم بزرگ هم اومده بودن، فقط بچه ها نبودن.. من راستش فقط واسه بولينگ ش رفتم اما وقتي رفتم ديدم فقط يه ميني بولينگ داره.. در هر حال اون شب هم خوش گذشت..
مثل هميشه با يه آرشيو کامل سي دي برگشتتم :)
ديگه؟ يه ليوان خوشگل واسه خودم خريدم.. و البته کلي کتاب مثل هميشه. N تا کتاب با خودم کول کردم و بردم که بخونم اما يه کلمه هم درس نخوندم! اين چند روز اگه چيزي هم خوندم همه ش غيردرسي بود..
ديگه؟ همه ش مهموني و بيرون و اينا ديگه.. مثل هميشه. چند تا عکس يادگاري از وقتي سرخ شده بودم تو تاج محل دارم و يه صد تايي عکس ديگه.. کاخ سعد آباد و.. يه جاي باحال هم رفتيم! «سرزمين عجايب!!!» البته کلي آدم بزرگ هم اومده بودن، فقط بچه ها نبودن.. من راستش فقط واسه بولينگ ش رفتم اما وقتي رفتم ديدم فقط يه ميني بولينگ داره.. در هر حال اون شب هم خوش گذشت..
مثل هميشه با يه آرشيو کامل سي دي برگشتتم :)
دوشنبه 1 فروردين
رفتم فيلم مجردها ! اصولاً عادت داريم ما روز اول سال بريم سينما.. پارسال يک ساعت از سال تحويل گذشته بود که رفتيم و هيچ کس تو سينما نبود به جز خودمون. فيلم قشنگي بود. البته با «تقسيم بندي من*» ميشه يه فيلم تفريحي. يه فيلم خنده دار واسه خوش گذشتن يه روز تعطيل. با بازي فروتن :)
* اين تقسيم بندي تو ادبيات هست نه فيلم! اما فيلم هم مي تونه دو دسته باشه، يه تفريحي (الکي) يا تحليلي؛ فيلمي که حرفي واسه گفتن داره و جدي تر از اين حرفاست!
* اين تقسيم بندي تو ادبيات هست نه فيلم! اما فيلم هم مي تونه دو دسته باشه، يه تفريحي (الکي) يا تحليلي؛ فيلمي که حرفي واسه گفتن داره و جدي تر از اين حرفاست!
نوروز هشتاد و چهار
...
اي دگرگون ساز دل ها، ديده ها
وز تو شب را، روز را تمهيدها
اي ز امر تو تحول هاي دهر
نيک گردان بهر ما گرديدها
* ساعتِ چهار و سه دقيقه ي عصر يکشنبه سي اسفندماه
** سال نوي همه مبارک :)
اي دگرگون ساز دل ها، ديده ها
وز تو شب را، روز را تمهيدها
اي ز امر تو تحول هاي دهر
نيک گردان بهر ما گرديدها
* ساعتِ چهار و سه دقيقه ي عصر يکشنبه سي اسفندماه
** سال نوي همه مبارک :)