سهشنبه 8 آبان 86
چند روز پيش بود جواب تافل اومد؛ صد و دو. نمرهاي که لام داشتم هشتاد بود! با کلي کلي زحمتِ امين ثابتي، مدارک دانشگاه هم درست شد و اصل دانشنامه رُ تو اين هفته بايد تحويل بگيرم. اين هفته ميدترمهاي موسسه هست؛ هورا! نصف ترم گذشت! و خوبتر از همه اين که ديروز چک کردم، ايرانسل خونهمون آنتن داد. اين يعني کلي استفادهي مفيد از سرويسهاي ايرانسل :) روزها و هفتهها زود زود ميگذرن. و هر روزش عزيزتر از قبلي، کاملتر و دوستداشتنيتر از قبليه.
هيچ دقت کردين چه قدر چيزاي خوشمزه تو زندگي هست؟ الآن جلوم يه ليوان بزرگ يه چيز خوشمزهست. قرار بود شيک شکلاتي بشه، دلم خواست يه دفعه! بستني ساده و شير کاکائو و دو بسته شکلات؛ ميکسر. البته شير کاکائوش زياد شد، هنوز دستم نيومده چه قدر بريزم، واسه همين خوشمزهست، اما شيک شکلاتي نيست!
تاکنون نگفتهام
[اما] وقتي با تو هستم
بيشتر احساس آرامش ميکنم
و صبح زود
تن گرمت را حس ميکنم.
پيش از آنکه چشم باز کنم
به طرف تو دست دراز ميکنم.
تو خورشيدِ درخشان نيمهشبم هستي
شمع فروزان راهنماي من.
درخشانترين ستاره هستي
حتا در روزهاي تاريک و ابري.
همه چيز روبهراه ميشود
وقتي که خورشيد درخشان نيمهششب مرا لمس ميکند..
/ شل سيلور ستاين
هيچ دقت کردين چه قدر چيزاي خوشمزه تو زندگي هست؟ الآن جلوم يه ليوان بزرگ يه چيز خوشمزهست. قرار بود شيک شکلاتي بشه، دلم خواست يه دفعه! بستني ساده و شير کاکائو و دو بسته شکلات؛ ميکسر. البته شير کاکائوش زياد شد، هنوز دستم نيومده چه قدر بريزم، واسه همين خوشمزهست، اما شيک شکلاتي نيست!
تاکنون نگفتهام
[اما] وقتي با تو هستم
بيشتر احساس آرامش ميکنم
و صبح زود
تن گرمت را حس ميکنم.
پيش از آنکه چشم باز کنم
به طرف تو دست دراز ميکنم.
تو خورشيدِ درخشان نيمهشبم هستي
شمع فروزان راهنماي من.
درخشانترين ستاره هستي
حتا در روزهاي تاريک و ابري.
همه چيز روبهراه ميشود
وقتي که خورشيد درخشان نيمهششب مرا لمس ميکند..
/ شل سيلور ستاين
دوشنبه 30م
دوست داشتن آن نيست که از ياد من و تو برود. وقتي تمام روزها و شبها را به حضوري تقديس بخشيدي، خود جزئي از آن ميشوي و اينجاست که دنيا، حتا اگر ويرانهاي باشد، تبديل به ميراث گرانبهايي مشود که پاسخ تمام سوالهاي بيجواب را در خود نهفته دارد.
¤
زندگيم را همانطور که شروع کردهام در ميانِ کتابها به پايان خواهم برد. در اتاق کار پدبزرگم، همه جا کتاب بود؛ گردگيريشان به جز يک بار در سال و پيش از شروع کار مؤسسات آموزشي در ماه اکتبر قدغن بود. هنوز خواندن ندانسته به آنها، به اين سنگهاي ثابت ارج مينهادم. چه راست بودند و چه کج، چه در قفسههاي کتابخانه مانند آجر به هم فشرده شده بودند و چه با فاصله روي هم چيده شده بودند، احساس ميکردم که کاميابي خانوادهمان به آنها بستگي دارد. همهشان مثل هم بودند؛ در پرستشگاهي بسيار کوچک بازيگوشي ميکردم؛ محاط در يادمانهاي خپل و کهنهاي که شاهد به دنيا آمدنم بودند و مرگم را ميديدند و تدامشان آيندهاي به آرامش گذشته را برايم تضمين ميکرد...
/ کلمات: زندگينامهي خودنويس «سارتر» - ترجمه ناهيد فروغان
/ کلمات: زندگينامهي خودنويس «سارتر» - ترجمه ناهيد فروغان
جمعه 27م
امروز جمعه بود. از 7 صبح تا 9 شب بيرون بودم. برگزاري امتحان آزمايشي تافل + تصحيح و نمره و گزارش. برگزاري امتحان آزمايشي آيلتس + تصحيح و نمره و گزارش. تدريس دو تا کلاس.. چند وقتيه ديگه به اينا نميگم «يک روز مفيد». چون نميتونه جواب بده آخرش چي؟
ديروز شاگردم سه شاخه گل رز آورده بود، همين جوري. اون وقت من دارم فکر ميکنم واسه چي سه چهار هزار تومان پول داده واسه اينا؟!؟!
اما کلاً زندگي قشنگه، عاليه! :)
ديروز شاگردم سه شاخه گل رز آورده بود، همين جوري. اون وقت من دارم فکر ميکنم واسه چي سه چهار هزار تومان پول داده واسه اينا؟!؟!
اما کلاً زندگي قشنگه، عاليه! :)
دوشنبه 23م
ديوارها ميدرخشند. هيچ فکر کرده بودي پس از اين پنجره با چه احساسي به بيرون نگاه ميکند؟ بالش با چه خاطرهاي به خواب ميرود و تمام اتاق چه چيز را فرياد ميزند؟ تو هستي. هميشه.
¤
[ چرخهاي دنيا به دقت ميکروسکوپي ميچرخد، اما گاهي هم بيقاعده. اين فرصتِ توست که در بيقاعدگي هم به پيش روي، و به دستنيافتنيها برسي. ]
¤
فقط سايه ست و من. داريم کتابها رُ جمع و جور ميکنيم. ميپرسه تا چند وقتِ ديگه ميتونه کتابهاي من دستش باشه. ميخواد بدونه تا اون موقع پيشش هستم يا نه. نيم ساعت قبل داشت واسهم تکنوشتههاي تينايجريش رُ ميخوند. بين شعرها قسمتي بود که ميگفت «...يکي از قوانين مهم اينه که نبايد حتا فکر کني کاري هست که کس ديگهاي ميتونه انجام بده و تو نه. بايد اينو تمرين کنم هر روز...» نميدونم چرا، اما ازش پرسيدم نتيجهي تمرينهاش چي شد؟ گفت تو هستي. گفتم آهان.
حالا سايه داره زير لب شعر ميخونه. ميدونم ديگه به چيز خاصي علاقه نداره، فقط وانمود ميکنه. چند وقت پيش تو دستنوشتههاش پيدا کرده بودم که «هواي تميز بهاري. زمان خوبي براي باختن همه چيز. مثل لاکپشتِ بيلاک، و زندگي پروانه.» عکسهاي تولد پارسالش رُ، خصوصاً عکسي رُ که داره شمع فوت ميکنه، گرفته دستش، ميده ببينم. با جمعِ دوستاشه. هيچي نميگم. نگام ميکنه. ميگه خيلي خوش گذشت اما تو نيومدي. ميدونه نميشد. کتابها، ديويديها و خردهريزهاي ديگه رُ جمع کرديم. اتاق مرتب شده، يعني خالي شده، خيلي خالي. مثل اولِ يه زندگي، يا آخرين روزش. فقط کارتونهاي چيده شده کنار هم. پنجرهها ديگه پرده ندارن و زمين فرش. صداي آدم ميپيچه. انگار سرد باشه زمين.
- از آرشيو؛ زمستان ۸۵
حالا سايه داره زير لب شعر ميخونه. ميدونم ديگه به چيز خاصي علاقه نداره، فقط وانمود ميکنه. چند وقت پيش تو دستنوشتههاش پيدا کرده بودم که «هواي تميز بهاري. زمان خوبي براي باختن همه چيز. مثل لاکپشتِ بيلاک، و زندگي پروانه.» عکسهاي تولد پارسالش رُ، خصوصاً عکسي رُ که داره شمع فوت ميکنه، گرفته دستش، ميده ببينم. با جمعِ دوستاشه. هيچي نميگم. نگام ميکنه. ميگه خيلي خوش گذشت اما تو نيومدي. ميدونه نميشد. کتابها، ديويديها و خردهريزهاي ديگه رُ جمع کرديم. اتاق مرتب شده، يعني خالي شده، خيلي خالي. مثل اولِ يه زندگي، يا آخرين روزش. فقط کارتونهاي چيده شده کنار هم. پنجرهها ديگه پرده ندارن و زمين فرش. صداي آدم ميپيچه. انگار سرد باشه زمين.
- از آرشيو؛ زمستان ۸۵
جمعه 13م
چند شبي بود ماه رُ ميشد از پنجرهي اتاقم ديد. و خُب به خاطر جهت پنجرهها، اين اتفاق فقط چند روز در سال ميافته!
امروز امتحان تافل دادم، ibt، يا همون تافل اينترنتي (internet based toefl). سخت بود. اما نمرهاي که من لازم دارم زياد نيست. ميارم. هر چند جوابش رُ به هر حال نميشه مطمئن گفت. فقط جهت اطلاع کسي اگه بخواد امتحان بده؛ الآن تو کتابفروشيها سه تا کتاب اصلي واسه آيبيتي هست، از سه تا انتشارات مختلف؛
- «ايتياس» که کتاب اصلي خودِ ETS هست، من نديدمش اما ميدونم CD صوتي داره.
- «لانگمن» که متن و کلاً همه چيزش آسونه، خيلي آسون، اما خوبيش داشتن CD اينتراکتيوش بود. مثل خودِ امتحان، CD برنامهش کاملاً شبيهسازي امتحان هست و واسه آشنايي عاليه.
- «بارنز» هم که مثل همهي کتابهاش، کتابش عالي بود. سطحش از لانگمن بالاتره (اما امتحان اصلي، خصوصاً ريدينگش از بارنز هم سختتر بود.) اما CDش مثل همهي کتابهاي ديگه فقط صوتي (فايلهاي ليسنينگ) هست.
هزينهش هم که 140 دلاره. برگزاريش هم تهران سازمان سنجشه، شيراز دانشگاه شيراز. نتيجهي تحت وبش هم دو هفته بعد، و کاغذ رسميش يک ماهِ بعد مياد.
امروز امتحان تافل دادم، ibt، يا همون تافل اينترنتي (internet based toefl). سخت بود. اما نمرهاي که من لازم دارم زياد نيست. ميارم. هر چند جوابش رُ به هر حال نميشه مطمئن گفت. فقط جهت اطلاع کسي اگه بخواد امتحان بده؛ الآن تو کتابفروشيها سه تا کتاب اصلي واسه آيبيتي هست، از سه تا انتشارات مختلف؛
- «ايتياس» که کتاب اصلي خودِ ETS هست، من نديدمش اما ميدونم CD صوتي داره.
- «لانگمن» که متن و کلاً همه چيزش آسونه، خيلي آسون، اما خوبيش داشتن CD اينتراکتيوش بود. مثل خودِ امتحان، CD برنامهش کاملاً شبيهسازي امتحان هست و واسه آشنايي عاليه.
- «بارنز» هم که مثل همهي کتابهاش، کتابش عالي بود. سطحش از لانگمن بالاتره (اما امتحان اصلي، خصوصاً ريدينگش از بارنز هم سختتر بود.) اما CDش مثل همهي کتابهاي ديگه فقط صوتي (فايلهاي ليسنينگ) هست.
هزينهش هم که 140 دلاره. برگزاريش هم تهران سازمان سنجشه، شيراز دانشگاه شيراز. نتيجهي تحت وبش هم دو هفته بعد، و کاغذ رسميش يک ماهِ بعد مياد.