¤
شب نقرهاي من با باران ملايمي شروع ميشود که از درختان جنگل چند صد سالهي کنار خانهمان گذشته تا هواي نيمهشب را به مطبوعترين هواي لندن شبيه کند، البته بدون دود و بدون بوي الکل. باغ بزرگي که قسمتي از آن به خانهي ما و باقي به فضاي باز اطراف اختصاص داده شده، و مسير يکطرفهي هميشه خلوت، و چراغهاي هميشه روشن. هيچ کس در خيابان نيست. هيچوقت نيست. برخلاف محلهي جديدي که چند روز پيش ديدم؛ ساعت دو نصفه شب، شلوغ، رستورانهاي بيست و چهار ساعته، و صدها آدم نشسته در فضاي باز در حال خوردن و حرف زدن. اين زماني بود که مستقيماً به اسبابکشي ترم آينده فکر کردم. محلهي جديد.
خيابانها و مغازهها دقيقاً به پيروي از امريکا، فضاي خريد، تخفيف و تشويق مشتري ايجاد ميکنند که هم به نفع مشتريست هم فروشنده. مراسم جشن روز استقلال، عيد هنديها، سال نو چيني، کريسمس و دهها جشن ديگر در حد نيويورک برگزار ميشود. همهجا برف مصنوعي، بوقلمون، و خوشيهاي ساده و گاهي در حد وي.آي.پي. زندگي آرام، شادي درون، آسايش خيال. مردم مالزي عميقاً به طور ناخودآگاه به لذت بردن از زندگي مشغول هستن. احتمالاً بر اثر سالها همنشيني با هنديها ست که به لحظات احترام ميگذارند. تنها تأثيري که از امپرياليست امريکا نگرفتهاند خواستن «بهترين»هاست. معمولي هستند و با تمام معمولي بودن، کشوري ساختهاند که در حال توسعه است.
بايد اضافه کنم که دستهبندي واقعي، کشورهاي توسعهيافته، کشورهاي در حال توسعه و کشورهاي در حال تخريب را شامل ميشود. ايران در دستهي سوم، و مالزي در دستهي دوم قرار دارد.
خيابانها و مغازهها دقيقاً به پيروي از امريکا، فضاي خريد، تخفيف و تشويق مشتري ايجاد ميکنند که هم به نفع مشتريست هم فروشنده. مراسم جشن روز استقلال، عيد هنديها، سال نو چيني، کريسمس و دهها جشن ديگر در حد نيويورک برگزار ميشود. همهجا برف مصنوعي، بوقلمون، و خوشيهاي ساده و گاهي در حد وي.آي.پي. زندگي آرام، شادي درون، آسايش خيال. مردم مالزي عميقاً به طور ناخودآگاه به لذت بردن از زندگي مشغول هستن. احتمالاً بر اثر سالها همنشيني با هنديها ست که به لحظات احترام ميگذارند. تنها تأثيري که از امپرياليست امريکا نگرفتهاند خواستن «بهترين»هاست. معمولي هستند و با تمام معمولي بودن، کشوري ساختهاند که در حال توسعه است.
بايد اضافه کنم که دستهبندي واقعي، کشورهاي توسعهيافته، کشورهاي در حال توسعه و کشورهاي در حال تخريب را شامل ميشود. ايران در دستهي سوم، و مالزي در دستهي دوم قرار دارد.
¤
گاهي به جاهاي جديد فکر ميکنم براي نوشتن. گاهي به جاهاي قديمي فکر ميکنم براي ننوشتن. و گاهي به چيزها و کارهايي که بايد انجام بدم. امروز سهشنبه 21 اکتبر. من الآن وسط يه امتحان فاينال. هنوز آهنگ تموم نشده. يه رکوئم تمام عيار. بارون مياد و همه جا سبزه. وسط يه باغ بزرگ هستيم. آسمون ميباره، اما از رو عادت. نه خوشحالي نه تنهايي. هوا خوبه. هيچ سر و صدايي نيست. آهنگ داره تموم ميشه، بعدي يه تيم قشنگه که واميدارتت وايسي نگاش کني. الآن تازه بعد از ظهر ايرانه.
¤
حقيقتش اينه که واسه من هيچ کدوم مفيد نبودن، اما شايد براي ايرانيهاي ديگهي خارج از کشور اين لينکها جالب باشه:
- کدوم - تمام رويدادهاي فارسي و ايراني دنيا!
- ايرانيان يو کي: ايرانيان انگلستان
- ايرانياد: ايرانيان خارج از کشور - اخبار
- تاپ ايرانيان: اتجمن دوستداران ايران - اخبار
- ايرانيان: ايرانيان بلژيک - لينکها بيشتر بلژيک
- مراحل پروسه مهاجرت به استرالیا
- بحران اقتصادی و دانشجویان خارج از کشور
- کدوم - تمام رويدادهاي فارسي و ايراني دنيا!
- ايرانيان يو کي: ايرانيان انگلستان
- ايرانياد: ايرانيان خارج از کشور - اخبار
- تاپ ايرانيان: اتجمن دوستداران ايران - اخبار
- ايرانيان: ايرانيان بلژيک - لينکها بيشتر بلژيک
- مراحل پروسه مهاجرت به استرالیا
- بحران اقتصادی و دانشجویان خارج از کشور
¤
يک دريا ستاره
براي خوانده شدن داريم
و به هجوم ملخها پناه بردهابم.
حتا باد هم
از آنجا نخواهد گذشت
و سلامي نخواهد آورد.
براي خوانده شدن داريم
و به هجوم ملخها پناه بردهابم.
حتا باد هم
از آنجا نخواهد گذشت
و سلامي نخواهد آورد.
چهارشنبه 11 مهر
به باد سپرده بود بيدارش کند. هفت صبح خوابيد و باد، سر ساعت حاضر شد. بيدار بود اما خود را به خواب زد. احساس خوبي بود. و باد اصرار کرد. موسيقي پخش شد. بهترين انتخابهاي ممکن. بيدار بود و هشيار، اما خود را به خواب زد!