<body>

مهدی اچ‌ای

!برداشت شخصی من از دنیای اطراف، زندگی و هر چیز دیگه

¤

«چه کسي از ويرجينيا وولف مي‌ترسد؟» نمايشنامه‌اي ست موفق از ادوارد البي در سه پرده که نخستين بار در سال ۱۹۶۲ اجرا شد. (چاپ دراماتيستز پلي سرويس؛ در ۱۰۲ صفحه)

شخصيت‌هاي داستان جورج (استاد تاريخ) و مارتا (دختر رئيس دانشگاه)؛ زن و شوهر ميان‌سالي هستند که سال‌هاست با تصور فرزند پسري زندگي کرده‌اند. تمام ماجرا در حضور نيک (استاد جديد بيولوژي) و همسرش، در حالي که همه مست و ناهشيار هستند اتفاق مي‌افتد، که طي جر و بحثي مارتا در صدد برانگيختن حسادت جورج برمي‌آيد و به نيک (که براي موفقيت شغلي به راهي به جز خوابيدن با همسر استايد سابقه‌دار فکر نمي‌کند) نزديک مي‌شود. جورج با برگ برنده، در نهايت و طي مراسمي کوشش مارتا را خنثي کرده و دو نفر، در پايان،با روزهاي آينده و زندگي که ادامه دارد تنها مي‌شوند.

پ.ن. نکته‌ي جالب طرز خواندن شعر «چه کسي از ويرجينيا وولف مي‌ترسد» در طول اجراست که بي‌شباهت به شعر والت‌ديزني و هم-ريتم با «ميريم به سمت بوته‌هاي توت، بوته‌هاي توت، بوته‌هاي توت..» هست. که به دليل گران بودن حق اجراي آهنگ والت‌ديزني و شباهت‌زدايي با آن انجام شده!
posted @ November 16, 2008


¤

«بيداري» دومين، آخرين و معروف‌ترين رمان کيت شوپن به سال ۱۸۹۹ منتشر شد. علارغم بي‌توجهي و طرد شدگي اثر (به دليل بيان بي‌پرواي احساسات و نياز ج-نسي زن و رفتار متضاد با ارزش‌هاي مردسالارانه جامعه‌ي وقت) در سال انتشار، بازخواني دوباره‌ي آن در اواخر قرن بيستم «بيداري» را در مرکز توجه جنبش فمينيزم قرار داد.

روايت داستان بيداري ادنا، شخصيت اول داستان و پشت سر گذاشتن مراحل پريشاني؛ طغيان؛ عدم پذيرش مردسالاري؛ خودبيداري و پذيرش مسئوليت سال‌ها مورد بحث و بررسي جنبش فمينيزم بوده و اين اثر را به يکي از اولين جرقه‌هاي مبارزه با ارزش‌ها و معيارهاي مردسالاري تبديل کرده. جداي از پرداخت دقيق داستان به مقوله زنان و مسايل مربوط به آن، نثر روان و غزلواره‌اي «بيداري» هميشه مورد ستايش بوده است.

«بيداري» - نشر کسينگر (۲۰۰۴) در ۱۳۶ صفحه.
posted @


شنبه 25 آبان

احساس خوبي ندارم وقتي ساعت جايي که هستم جلوتر از تصور ذهني من از زمان باشه. مالزي چهار ساعت و نيم جلوتره. چه وقتي ايران باشم خوشحالم که ساعت ما عقب‌تره، وقتي تازه ده و نيم صبحه؛ ساعت سه بعد از ظهر نيست. و چه وقتي مالزي هستم احساس خوبي نيست که اينجا هشت شبه، اما ايران هنوز سه و نيم بعد از ظهره.

راه حل: کافيه بار اول ساعت کلاس‌ها و سرويس‌ها رُ تبديل کنم و در کمال خونسردي به ساعت ايران زندگي کنم، حتا اگه هوا زودتر تاريک و روشن بشه. نيازي نيست واقعاً ساعت اينجا رُ بدونم. دنيا برداشت شخصي ما از زمان و مکانه. هر کس دنياي خودش رُ مي‌سازه.
posted @


¤

«بوته آزمايش» نوشته‌ي آرتور ميلر، نمايشنامه‌اي در چهار پرده، بر اساس رويداد واقعي سال ۱۶۹۲؛ محاکمه‌ي جادوگران شهر سيلم نوشته شده اما کنايه‌اي است به مک‌کارتيزم دهه‌ي پنجاه (محاکمه‌ي مردم عادي به جرم همکاري يا علاقه به کمونيست‌ها).

در بوته‌ي آزمايش، قهرمان اصلي جيمز پراکتور به محاکمه‌ي غيرمستند و عدم صلاحيت دادگاه اعتراض مي‌کند. وي که براي دفاع از همسرش به دادگاه احزار شده، برخلاف ديگر متهمين، به اعتراف دروغين تن نداده و به اعدام محکوم مي‌شود. اين ايستادگي در برابر قدرت حاکمه،در نهايت به در هم شکستن ابهت دادگاه و گردانندگان آن منجر مي‌شود.

دِ کروسيبل (بوته آزمايش). نشر پنگوئن در نيويورک. ۱۹۷۸.
به همراه قسمت حذف شده در نمايش: ۱۵۳ صفحه
زمينه مستعد نقد: نيو هيستوريسيزم
posted @ November 06, 2008


¤

در همين لحظه رمان «زندگي پاي» نوشته‌ي يان مارتل تمام شد. داستان روايتِ سرگرداني دويست و بيست و هفت روزه‌ي پسر جواني به اسم پاي به همراهي يک ببر بنگال (يک کفتار و يک اورن‌گوتان) در يک قايق نجات است.

برنده‌ي جايزه‌ي بوکر ۲۰۰۲ و نثر ساده‌ي کتاب از نکته‌هاي قابل توجه اين کتاب است، اما، توصيف (خيلي ساده) اضافي و بي‌ربط به همراه تکرار مطالب ساده و بي‌ربط چيزي بود که تا آخرين کلمه سعي در دور کردن خواننده و خوانده‌نشدن داستان داشت. از نظر شخص من تنها يک ويراستار و حذف يک سوم کتاب مي‌توانست اثري قابل چاپ بيافريند. اما با اين حال، با همين شرايط هم توانسته به دليل پايان روانکاوانه و شيطنت‌آميز در بازار ادبيات مردمي جايگاهي کسب کند.

زندگي پاي. نشر «هارکورت» در نيويورک. ۲۰۰۱.
۳۱۹ صفحه.

توضيح: در صورتي که حس مي‌کنيد براي خواندن «فيکشن» کمي پير شده‌ايد، به عنوان برنده‌ي بوکر خيلي اعتماد نکنيد. تنها در حالتي کتاب قابل پيشنهاد بود که در پانزده صفحه و با همين پايان تمام مي‌شد. باقي‌ش اتلاف وقت بود.
posted @ November 05, 2008


¤

«بهشت» (۱۹۸۸) اولين رمان خانم توني موريسون بعد از دریافت جایزه‌ی نوبل ادبی، درباره‌ی رویارویی دو جامعه و کشتار به ظاهر بی‌دلیلی ست که به امید پایان بخشیدن به تفاوت‌های دو جامعه اتفاق می‌افتد. داستان با سه جمله‌ي ساده آغاز مي‌گردد: «اول از همه به دختر سفيدپوست شليک کردند، براي کشتن بقيه وقت بود. نيازي به رفتن و عجله نبود.» و با وقفه‌هاي زماني به گذشته‌ي نزديک برمي‌گردد تا دليلي براي اين کشتار پيدا کند. اگرچه در صفحه‌ي ۲۹۷، همه مي‌دانند که کُشتند «چون مي‌توانستند.»

در «بهشت» با دو جامعه روبه‌رو هستيم: مردم شهر رابي و زنان صومعه‌اي که در هفده مايلي شهر قرار دارد.

رابي، شهر تمام سياه‌پوست رابي، بر اساس نياز و فرار از جامعه‌ي نژادپرست امريکا شکل گرفته. سال‌ها پيش با مهاجرت سياه‌پوستان به شهر «هِيون» و پس از آن به «رابي»، با تلاش براي جداسازي و ترد سفيدپوستان و زندگي ننگ‌بار اسارت، مردم رابي و رهبران شهر (چون ديکن مورگان و ستوارد مورگان) به قوانين نانوشته‌اي تن داده‌اند که به باور عموم به شکوفايي و تآمين امنيت شهر منجر مي‌شود.

اما صومعه، که در گذشته صومعه‌اي کاتوليک بوده و امروز تنها عمارتي براي زندگي ‌ست بر اساس نياز و قوانين متفاوتي اداره مي‌شود. کاني اولين زن مقيم صومعه کسي ست که «براي سي سال بدن و روح خود را به خداي خود بخشيده بود» و اين پيش از عاشقي و شروع زندگي جديد بود. با رفتن راهبه‌ها و ترد شدن کاني توسط دوست‌پسرش، وي به تنهايي در عمارت زندگي مي‌کرد. به واسطه‌ي کشت گياهان و فروش ادويه‌جات و داروهاي گياهي درآمدي داشت و البته در خانه‌اش به روي همه باز بود. و طي هشت سال، اين خانه تنها پناهگاه بي‌پناهاني بود که از جامعه و خانواده گريزان بودند.

رويارويي اين دو گروه، که در داستان به صورت کشتار چند زن بي‌گناه به تصوير کشيده شده بيشتر بر پايه‌ي تفاوت ايدئولوژيک و ترس از دست دادن قدرت مردان در کنترل شهر رابي است. اگرچه حتا مردان دليل خشونت‌شان را درک نمي‌کنند، اما بازخواني داستان به مستندات صريحي اشاره دارد که تا پايان داستان همراه شخصيت‌هاست. بر اساس خوانش فمينيستي، مشکل به مردسالاري مطلق رابي و استبداد حاکمان شهر برمي‌گردد. توصيفات غيرمستقيم داستان به تشريح ساکنين صومعه، که تمامي آسيب‌ديدگان ج~نسي جامعه هستند، و مردان رابي که تمام همت خود را به محدود سازي زنان شهر به کار مي‌گيرند ختم مي‌شود.

«بهشت»، چاپ «پلوم» در نيويورک. ۱۹۹۹.
جا براي نقد: نژادپرستي برعکس، فمينيزم. بررسي روايت (نريتولوژي).
اضافه: اين کتاب جزو سبد پيشنهادي اوپرا وينفري هم هست!
اضافه: نثر سخت اما تجربه‌ي دوست‌داشتني! با وجود اين که در نگاه اول حدود هشتاد شخصيت را معرفي مي‌کند اما پي‌رنگ ساده و خلوتي دارد.
posted @ November 04, 2008


¤

posted @