<body>

مهدی اچ‌ای

!برداشت شخصی من از دنیای اطراف، زندگی و هر چیز دیگه

پنج‌شنبه 17 بهمن

همه چيز از بيکاري نشأت مي‌گيره. فهميدم مشکل من با «دوست نداشتن» اينجا دو چيزه؛ ‌يک بيکاري دو وابستگي‌م به آدم‌هايي که ايران هستن. اگه اين لعنتي‌ها قوانين‌شون رُ عوض مي‌کردن و به خارجي‌ها کار مي‌دادن نظرم در مورد مالزي عوض مي‌شد.

پ.ن. و اگه شما ايراني عزيز يه جايي هستي که بيکاري، مي‌توني بي‌بي‌سي شبا نگاه کني يا اگه دلت هواي موزيک ايراني کرده، از اينجا آهنگ گوش کني، يا واسه خنده اخبار ايران رُ دنبال کني، يا از رو نگراني مسير ماهواره اميد رُ ثانيه به ثانيه نگاه کني!

پ.پ.ن. اما به جز برنامه هر روز يه فيلم ديدن، لينک‌هاي اين کنار هم باحال شده. مدت‌ها (شايد به سال بکشه) بود که نمي‌خوندم، اما اينجا تا به حال سه بار شده همين‌جوري همه‌شون رُ باز کنم و بخونم کم و بيش.. حس سورپرايز داره وقتي دنبال‌شون نمي‌کردي.)

پ.پ.پ.ن. گفتم سورپرايز. يک هفته‌اي هست همه‌ش چلوکباب و جوجه‌کباب، اما قبلش (و دوباره به زودي) يه خانومه هست اينجا غذا ايراني مي‌پزه تو خونه و دم در خونه تحويل ميده. کلاً مشتري‌ش هستيم ما هميشه. و من برعکس بقيه نمي‌پرسم فردا غذا چيه. از بي‌سورپرايزي زندگي تو يه جاي آرومه شايد. اما از تفاوت‌هاي جالب من با تقريباً همه‌ست.
posted @ February 05, 2009


¤

از اتاقي که الآن توش نشستم، تا اتاق خودم تو ايران اگه يه خط مستقيم بکشيم شش هزار کيلومتر فاصله‌ست. با تشکر. خط کش گوگل ارت.
posted @